|
سلام خدای مهربونم خدایا نمیدونم چرا ولی دلم میخواد این جا هم یه نشونه هایی از لطفت به من باشه یه نشونه هایی از اون... یه یادگاری.... که بعدا چند ماه دیگه یا چند سال دیگه کلی بهش بخندم... حتی به اینکه چرا ناراحت شدم و چرا برام مهم بوده... خدایا شکرت که نذاشتی مامان بابام سومین تجربه ی تلخ راجع به بچه هاشونو ببینن شکرت که من بخاطره یه احساس اشتباه ... غفلت نکردم و ذره ای در مقابل حرف پدرم ایستادگی نکردم شکرت که پدرم بهش گفت نه... وای خدایا... اگه پدرم نمیگفت نه ... و من خوش خیال ساده با این همه تفکرات خوشخیلانه می رفتم توی زندگی و .... همه آمال و آرزوهام....همه ی آمال پدر مادرم برای زندگی من... وای همه چیز بر باد میرفت... خدای من خیلی مهربونی خیلی دوست دارم و خیلی شکرت که باهامی و پشتمیو دوستم داری خدایا شکرت شکرت که اگرچه اولش سادگی و اشتباه کردم که خواستم دوسش داشته باشم ولی الان فهمیدم که ... ... اینو هیچ وقت نمیخونی ...میدونم ولی بهتون میگم که عشق کلمه ی مقدسی است ... هرجا از آن استفاده نکنید
|
About![]()
این دیده نیست لایق دیدار روی تو Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
خدا کند که بیایی |